افشین قطبی به ورزشگاه راه‌آهن آمده بود تا بازی نفت تهران و فولاد خوزستان را از نزدیك ببیند. در این بین فرصت را مغتنم شمردیم تا گفتگویی كوتاه با سرمربی تیم‌ملی درخصوص بازی تیم ملی مقابل ارمنستان داشته باشیم، ولی وقتی این مساله را با قطبی در میان گذاشتم او از مصاحبه كردن طفره رفت.

 وقتی به او اطمینان دادیم كه این گفتگوی كوتاه فقط با محوریت بازی ارمنستان خواهد بود، او باز هم زیر بار نرفت و مدعی شد كه در حین دیدن بازی‌های لیگ مصاحبه نمی‌كند. به او گفتیم كه در بین دو نیمه زمانی كه بازی در جریان نیست، اما باز هم سر حرف خود ایستاد و گفت: «من وقتی به استادیوم می‌آیم صحبت نمی‌كنم چون حواسم به بازی است. اگر سوالی دارید بگذارید برای كنفرانس مطبوعاتی!».

این نقل قولی است از یكی از دوستان مطبوعاتی، پیرامون آخرین برخوردش با سرمربی تیم ملی فوتبال؛ البته چنین رفتاری از افشین قطبی تازگی ندارد چون او ماه‌هاست كه به ورزشگاه می‌رود، اما با كسی حرف نمی‌زند. به واقع چه كسی فكر می‌كرد افشین قطبی، همان مردی كه زمانی با انرژی مثبت خود همه مطبوعاتی‌ها را شیفته كرده بود، حالا دیواری بلند میان خود و رسانه‌ها كشیده باشد؟

این كه چرا سرمربی تیم ملی، دیگر با خبرنگاران خوب نیست، مصاحبه نمی‌كند و آن گرمی گذشته را ندارد، سوالاتی است كه پاسخ آنها بر خیلی‌ها پوشیده است. قطبی اما این سكوت را پیش ما شكست و در گفتگویی كه در آكادمی فوتبال با «جام‌جم» داشت به تمام این چراها پاسخ داد.

‌***

افشین قطبی قبل از هر چیز به یك مشكل فرهنگی در ایران اشاره كرد، این ‌كه اینجا مردم حقوق یكدیگر را رعایت نمی‌كنند و به چارچوب‌های هم احترام نمی‌گذارند: «اینجا هیچ كس روی حرفش نمی‌ایستد. قیافه من ایرانی است و اینجا به دنیا آمده‌ام، اما برایم فهمیدن این فرهنگی كه داریم خیلی دشوار است. برای همین است كه اطمینانی بین ما نیست. تا روزی كه این فرهنگ را داشته باشیم سخت است ساختن كشوری عظیم و موفق. ما در ایران یكدیگر را می‌زنیم، می‌كوبیم و تحقیر می‌كنیم.»

اینها حرف‌های كسی است كه روزگاری نه چندان دور به برقراری رابطه مثبت با رسانه‌ها شهره بود و حالا از سایه خبرنگاران هم گریزان است: «اگر چند نفر از پنجره بیرون را نگاه كنند هر كدام براساس تجربه و اهدافی كه دارند، چیزی را می‌بینند كه می‌خواهند. برخی خبرنگاران ما هم دنبال همان چیزی هستند كه می‌خواهند، نه آن چیزی كه وجود دارد و این مرا ناراحت می‌كند چون چنین تفكری اجازه نمی‌دهد تیم ملی تقویت شود. من رابطه مثبتی با رسانه‌ها دارم ولی وقتی از صحبت‌های من سوءبرداشت می‌شود بهترین كار این است كه مصاحبه نكنم. من احساس می‌كنم به اندازه كافی حرف هست و به اندازه كافی جنگ و جدل هست. اینجا هر لغطی داستانی می‌شود چون برخی خبرنگاران فقط به دنبال این هستند كه با اعصاب افراد بازی كنند و تفرقه بیندازند بین كادر فنی و بازیكنان و بین بازیكنان با هم.»

با این وجود به نظر می‌رسد خود قطبی هم نسبت به نوشته روزنامه‌ها حساس شده‌ كه این‌گونه علیه آنها جبهه گرفته است؛ البته این نظر منتقدان قطبی است نه خود‌او:«اتفاقا معتقدم اگر كسی نسبت به تمام نظراتی كه در اطرافش وجود دارد حساس باشد، از كار اصلی خود باز می‌ماند و موفق نمی‌شود. به همین خاطر من هم نسبت به چیزهایی كه روزنامه‌های ایران می‌نویسند حساس نیستم. چیزی كه من فهمیدم این است كه مردم ایران خیلی كم روزنامه می‌خوانند و تازه همین مخاطبان كم نیز 70 درصد از چیزهایی كه در روزنامه‌های ورزشی می‌خوانند را باور نمی‌كنند. چیز دیگری كه باعث می‌شود حساسیتی نسبت به این نوشته‌ها نداشته باشم این است كه می‌دانم هدف نویسنده‌ای كه تخریب می‌كند دلسوزی، پرورش و كمك كردن به تیم ملی نیست، او تنها به منافع شخصی‌ خودش فكر می‌كند. با این وجود نمی‌توان نسبت به این نوشته‌ها بی‌تفاوت بود؛ چون بازیكنان اینها را می‌خوانند، هواداران اینها را می‌خوانند و وقتی مطلبی را 5 ماه می‌نویسید، بالاخره تبدیل به باور می‌شود.»

حال این سوال مطرح است كه چرا سرمربی تیم ملی همه را به یك چوب می‌زند و از گفتگو با دوست و دشمن فراری است؟ قطبی برای این مورد هم استدلال جالبی دارد: «شما ممكن است خیلی صادقانه حرف‌های من را بنویسید، اما اشخاص دیگری هستند كه همان حرف‌های من را عوض می‌كنند و یكی از مشكلات من همین است. من بحث‌هایی داشتم با فلان روزنامه‌ها و فردایش دیدم تحریف شده آن مطالب در سایت‌های دیگر آمده است. باید به من حق بدهید. من همیشه با انرژی مثبت در مصاحبه‌ها شركت می‌كنم، اما آن طرف میز این گونه نبوده است. كسانی آمده‌اند با لبخند سوالی كردند و من جواب را صادقانه داده‌ام، اما صحبت‌های من طور دیگری منعكس شده است. برخی خبرنگاران هم هستند كه از روابطشان با مسوولان فدراسیون فوتبال استفاده می‌كنند و از من وقت می‌گیرند برای صحبت در مورد تیم ملی، اما به محض شروع مصاحبه از هر موضوع حاشیه‌ای سوال می‌شود الا بحث تیم ملی. در واقع سوال‌های رسانه‌های فوتبال ایران تخصصی نیست، همه‌اش حاشیه است.

شما نگاه كنید در رسانه‌های فوتبال ایران چقدر مطالب انتقادی وجود دارد، چقدر تشویق هست و چقدر تخریب؟ تشویق درصد كوچكی دارد، انتقادهای فنی هم درصد كمی را شامل می‌شود، اما تا دلتان بخواهد تخریب وجود دارد.»

اما این‌كه چه عاملی سبب شده سرمربی تیم ملی این انتقادها را تخریب شخصیت بداند، باید از زبان خودش شنید: «همین كه من در كنفرانس مطبوعاتی می‌گویم هدفم قهرمانی در جام ملت‌هاست و فردا خیلی‌ از روزنامه‌ها می‌نویسند قطبی قول قهرمانی داد، اینها همه‌اش برای تخریب شخصیت من است. وقتی ما یك بازی زودتر به جام‌ملت‌ها صعود می‌كنیم و در ایران این بحث وجود دارد كه چرا قطبی از بردن سنگاپور خوشحال شده و به هوا پریده، این یعنی تخریب. اگر همه این بازی‌ها را برده بودیم باز هم انتقادها و تخریب‌ها ادامه داشت. این نشان می‌دهد در پشت پرده، جریانی هست برای تخریب این فدراسیون و تیم‌ملی. برخی وقتی می‌بینند تیم دارد پیشرفت می‌كند، واكنش نشان می‌دهند و ما در چنین فضایی چه كار می‌توانیم بكنیم، جز این ‌كه اطرافمان را خلوت كنیم و با كسی مصاحبه نكنیم؛ البته هر كسی هم كه جای من بنشیند این تخریب را تجربه خواهد كرد چون پایه‌های صندلی مربیگری تیم‌ملی در شن است.»

قطبی كه حالا ارتباطش با دیگر مربیان لیگ برتری هم كمرنگ شده است، بابت انتقادهایی كه از سوی هم صنفانش می‌شود هم دلگیر است: «ما ایرانی‌ها دوست داریم آن كسی كه در كنارمان هست زیاد موفق نشود، چون اگر موفق شود ما خودمان را كوچك می‌بینیم. پس بهتر كه من شما را بكشم پائین كه خودم بروم بالا. این فضا به فوتبال به مربیان صدمه می‌زند و مانع پیشرفت خانواده فوتبال می‌شود. من خیلی تلاش كردم با همه با همان صداقت صحبت كنم تا بتوانیم یك چارچوبی بسازیم. اگر صندلی مربیگری را با پایه‌های قوی بسازیم، حرفه مربیگری تقویت شده و فوتبال پیشرفت خواهد كرد.»

آنچه در بالا آمد گفته‌های سرمربی تیم ملی بود، با كمترین دخل و تصرف در ادبیات گفتاری او، كه امیدواریم فدراسیون فوتبال بابت این حرف‌ها به قطبی خرده نگیرد چون او زمانی اینها را به ما گفت كه هنوز ممنوع‌المصاحبه نشده بود.

الان یكی دو هفته است كه قطبی و دستیارانش اجازه ندارند با رسانه‌ها مصاحبه كنند، مگر به شرطی كه به قول مدیر امور رسانه‌ای تیم ملی، لزومش را فدراسیون فوتبال تشخیص دهد! تصمیمی كه به گفته خسرو والی‌زاده، به دلیل حفظ‌ شأن و احترام نمایندگان رسانه‌های گروهی گرفته شده است، اما ماهیت آن چیزی نیست جز بی‌حرمتی به جامعه رسانه‌ای فوتبال.

رضا پورعالی 
گروه ورزش

نوشته شده در تاریخ شنبه 6 شهریور 1389    | توسط: Moballegh    | طبقه بندی: ورزشی،     |
نظرات()